<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خیلی دور ، خیلی نزدیک</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/</link>
<description>نگاشت هاي شخصي محمد صادق كريمي</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 24 Oct 2009 18:38:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>شمس من</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;به پیشگاه حضرت شمسُ الشّموس :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سر درس تو می آییم چون طفل دبستانی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به ما تکلیف کن از روی زلفت مشق حیرانی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قلم می چرخد و گرم سماعی تازه می گردیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و من در شعر می رقصم تو دائم شور می خوانی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شبیه آیه ای نازل شدم در سوره ی چشمت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو از تفسیر حالاتم بخوان شرح پریشانی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محول می شود احوال ما هر روز ، هر ساعت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر دستی بچرخانی وگر چشمی بگردانی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرا « مولای رومی » کن اگر شمسی اگر نوری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرا در « طوس » زندان کن اگر شاه خراسانی !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرا سیر الی الله است تا کویَ ت سفر کردن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کجا طی طریق خانه ات را هست پایانی؟...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 18:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نفهمیدن مطالب زیر کار هر کسی نیست !</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;1-   موجود زنده ، موجودی است که سلول های بدنش زنده است و سلول های بدن تا موقعی زنده اند که تغذیه شوند و موقعی تغذیه می شوند که آن موجود زنده غذا بخورد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی یک موجود زنده قبل از این ها اگر « روح » نداشته باشد اصلاً موجود زنده نیست . موجود مرده هم نیست و موجود بی جان است . چون موجود مرده یعنی موجودی که قبلاً زنده بوده و بعداً مرده !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-   وقتی یک مسافرت می خواهی بروی ، قبل از آن کلی اطلاعات راجع به راه و بین راه و مقصد و محل اقامت و این جور چیزها کسب می کنی و بعد حرکت می کنی . بعضی هایش را هم توی راه می پرسی و پیش می روی . یعنی یک مشت « داده » دریافت می کنی و با این « دانستنی » ها راه را می روی تا به مقصودهایت برسی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر این کار را نکنی چه می شود ؟ می روی گُم و گور می شوی ! توی راه هی گیج می زنی و یک تصمیماتی می گیری که بعداً سرت را به چپ و راست تکان می دهی و می گویی فلان جا اشتباه کردم . فلان راه را اشتباه رفتم . و هزار جور پشیمانی دیگر...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-   برو درس بخوان ، مدرک بگیر ، بعد کار پیدا کن ، بعد از آن هم صبح بلند شو صبحانه بخور و برو سر کار ، ظهر بیا خانه نهار بخور و بخواب ، عصر تا شب هم برو پی عشق و حال ، بعد هم شام بخور و بخواب . صبح بلند شو صبحانه بخور و برو سر کار ، ظهر...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ازدواج کن ، بچه دار شو ، صبح ها بلند شو صبحانه بخور و برو سر کار ، ظهر بیا خانه نهار بخور و بخواب ، عـ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فردا ، پس فردا ، همین طور تا...بالاخره بمیری . تو قطعاً خواهی مُرد ، شک نکن !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-   هی بنشین این ور و آن ور لاف سخن بزن ، بدون آن که پُر باشی از دانستنی ها . هر جا بحث های اجتماعی ، دینی ، سیاسی پیش می آید و تو می خواهی داخل در این مباحث شوی ، می بینی هیچ چیز نداری . آخرش می نشینی به حرافی . و گفت : « پسته ی بی مغز چون لب وا کند رسوا شود ! »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا این ها به هم چه ربطی داشت ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ببین عزیز ! می خواهی « کتاب » نخوانی نخوان . کسی که مجبورت نکرده . به من نگو که تو هم داری حرف های کلیشه ای و تکراری می زنی .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قبول ، ولی حضرت ضد کلیشه ! حقیقت که تغییر نمی کند ، چه ما از آن بدمان بیاید ، چه نیاید . این را بدان که زندگی یعنی این که حرکت در یک « راه » برای رسیدن به مقصود ها و مقصد . برای حرکت رو به رشد و متعالی در این راه باید بصیرت داشته باشی ، سطح فکرت بالا باشد و از این جور حرف ها !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از مهم ترین ابزارها برای بصیرت یافتن و بالا بردن سطح فکر و دانسته ها ، کتاب خواندن است و هیچ چیز هم جای آن را نمی گیرد . بی خودی هم تلاش نکن . بدون کتاب خواندن توی این « راه » مشکل پیدا می کنی عزیز من . مطمئن باش ! ( مراجعه کن به مورد 2 )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی دنبال بصیرت باشی ، دنبال بالا بردن سطح فکرت باشی ، دیگر گرفتار روزمره گی نمی شوی ( مراجعه کن به مورد 3 ) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پسته ی بی مغز هم نمی شوی ( مورد 4 ) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و آخرش هم می خواهم یک حرف کلیشه ای دیگر بزنم و خیلی هم خوب است که می خواهم این کار را بکنم ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن هم این که ، زندگی یعنی « زنده گی » نه « مرده گی » .تو اگر غذا نخوری می میری . جسم یک غذا دارد ، روح هم یک غذا ، آقا و خانم موجود زنده ! ( مورد 1 )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;می خواهم بگویم که...( البته بقیه ی این متن از بس کلیشه شده قابل نوشتن نیست ! )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;. . . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاید بخواهی بپرسی که خب ، آقای توصیه ! من می خواهم بخوانم ، ولی حوصله مطالعه ندارم . کو راهش ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من هم می گویم همه از داستان خواندن خوششان می آید . برو از اهلش بپرس که چه داستان هایی بخوانی که بهترین هست و جذاب ترین ، بنشین و آن ها را بخوان . می توانی از کم حجم ترین هایش شروع کنی که بهت بچسبد ، بعد یواش یواش بروی سراغ حجیم ها .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وقتی داستان خوان شدی ، یواش یواش برو سراغ موضوعاتی که دوست داری . مثلاً اگر فکر می کنی به تاریخ علاقه داری ، برو کتب تاریخی جذاب بخوان . یا اگر دینی ، همین طور .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خلاصه برو جلو ، این جاها نمان . تو خیلی بزرگی . یعنی شأنت بالاتر از این حرف هاست . این پائین مائین ها خبری نیست داداش . برو بالا .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 11:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خرم و خونین...</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;دریاچه ی چشم من مریوان شده است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;خرم تر از این شهر که ویران شده است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;خونین شده شهر آبـــــــــــی چشمانم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;انگــار که مقتل شهیدان شده است....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#996600 size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ketabnews.com/detail-7339-fa-1.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#996600 size=1&gt;» از سلیمانی درگاه تو راندند مرا...&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#996600 size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#996600 size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 09:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حواست کجاست ؟</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;اصلش این یادداشت را برای یک دوستی نوشتم ، دیدم خوب از آب در آمد ، گذاشتمش این جا استفاده کنید !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;حواست کجاست ؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بسم ا...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;::. یک&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هر که می خواهد حرکت کند ، اولاً باید بداند کجا ایستاده است و ثانیاً باید بداند کجا می خواهد برود ، وگر نه سر در گم است . پس برای رهایی از سردرگمی باید بفهمیم کجا ایستاده ایم و کجا می خواهیم برویم و برای رفتن و رسیدن به « آن جا » باید از چه راهی برویم . این یک مسئله ی واضحی است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما یک انسانیم . خب ، آیا دین هم داریم ؟ می گوییم : بله . چیست ؟ اسلام . آیا اسلام را می شناسیم ؟ بله . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اسلام یک دین جامع فردی و اجتماعی است که برای تمامی اعمال و رفتار فرد ( در قبال خود و در قبال جامعه ) برنامه دارد و این را هر مسلمانی تصدیق می کند . چرا ؟ چون هر مسلمانی می داند که یک سری احکام را باید رعایت کند که حکم خداست و این احکام هم فردی است و هم اجتماعی . مثل روزه ( فردی ) ، جهاد ( اجتماعی ) ، امر به معروف ( اجتماعی ) و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دین یعنی مجموعه برنامه ای از طرف خدا برای رساندن انسان به مقصد درست . آن مقصد درست یعنی « سعادت » . پس برای رسیدن به سعادت ، دین باید در تمام مناسبات فردی و اجتماعی ما حضور داشته باشد . پس ما باید در تمام مسائل فردی و اجتماعی خود احکام خدا را رعایت کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قرآن می فرماید : « یا ایها الذین آمَنوا اِصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا الله لعلکم تُفلِحون » ( آل عمران / 200 )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ای کسانی که ایمان آوده اید و حقانیت دستورات الهی را باور دارید ، در راه دینداری پایداری پیشه کنید و بقیه را نیز به پایداری توصیه کنید و رابطه و انسجام خود را با همدیگر حفظ نمایید و تقوای الهی پیشه کنید و حکم خدا را در تمام مناسبات زندگی بر نفس خود ترجیح دهید ، امید است که رستگار شوید و از مشکلات و بحران ها آزاد گردید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس اگر علاوه بر یک فرد ، یک جامعه هم بخواهد خوشبخت شود و به سعادت برسد باید در آن حکم خدا اجرا شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه جامعه ای می تواند حکم خدا را پذیرا باشد ؟ جامعه ای که بستر پذیرش حکم خدا را داشته باشد . چه جامعه بستر پذیرش حکم خدا را دارد ؟ جامعه ای که افرادش&lt;U&gt; بخواهند &lt;/U&gt;حکم خدا در آن اجرا شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس آن جامعه که افرادش می خواهند حکم خدا در آن اجرا شود بستر پذیرش حکم خدا را دارد و جامعه ای که حکم خدا را پذیرا باشد جامعه ی سعادتمندی خواهد بود ، و به این می گویند « جامعه ی اسلامی » . جامعه ای که « الله » بر آن حاکم است و رهبری آن را نماینده ی « الله » روی زمین عهده دار است ؛ یعنی معصوم ( علیه السلام ) .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این جامعه را خود مردم و به رهبری معصوم ( علیه السلام ) باید به وجود بیاورند وگر نه خداوند در قرآن به ما گوشزد می کند که :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« ان الله لا یغیّرُ ما بقوم ٍ سوءًا فلا مَرَدّ له و ما لهم من دونه من وال ٍ » ( رعد / 11 )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و خدا با آن همه مهربانی به خلق حال هیچ قومی را دگرگون نخواهئ کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند و از بدی به نیکی بشتابند و هرگاه خدا اراده کند که قومی را به به بدی اعمالش عقاب کند هیچ راه دفاعی نداشته و هیچ کس را جز خدا یارای آن که آن بلا را بگرداند نیست .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نهایتاً در آن جامعه است که عدالت برپا می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در زمان ما که نماینده ی الله روی زمین غائب از نظراند ( والبته حاضر هستند ) و همانا مهدی موعود ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) می باشند ، ما موظف هستیم طبق دستور امام زمان ( عج ) به مراجع مراجعه کنیم . ئر اوضاع تکلیف شرعی به ئنبال مراجع برویم و در امر سیاسی و حکومتی به دنبال ولی فقیه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولایت فقیه هم به آن معنا نیست که یک فردی بر جامعه اسلامی حاکم است ، بلکه فقیهی که می تواند حکم خدا را از متون اسلامی استخراج کند باید بر جامعه حاکم باشد . و به همین جهت مردم مسلمان به دنبال فقیه می روند تا از این طریق روشن کنند نمی خواهند نظر یک فرد یا یک حزب بر جامعه حاکم باشد ؛ کسی را می خواهند که بتواند حکم خدا را کشف کند و آن را حاکم نماید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولایت فقیه ، ولایت مُطلقه است نه مقیده . اگر سخن فقیه حکایت از آن دارد که حکم خدا را اظهار می دارد ، دیگر مقید بودنش معنا ندارد . اگر حرف ، حرف خداست ، معلوم است که بدون هیچ قیدی باید آن را پذیرفت . مثل این که خداوند از طریق رسولش فرموده نماز صبح دو رکعت است و ما هم بدون هیچ قیدی آن را پذیرفته ایم . اگر فقیه حرف خودش را بگوید ، که مثل سایر افراد باید با آن تعامل کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثل این که می فرمایند : من هم یک رأی دارم . ولی اگر فقیه حکم خدا را می گوید مگر می شود آن را مقید کرد ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این بدین معنی است که شما بعضی از دستورات الهی را عمل کنید و بعضی را عمل نکنید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;::. دو&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انقلاب اسلامی به وجود آمد و یک بستری شد که حکم خدا بر جامعه حاکم شود . یعنی یک قومی به پا خواستند و گفتند ما می خواهیم حالمان دگرگون شود و &lt;U&gt;اقدام&lt;/U&gt; کردند . چون اقدام کردند خدا طبق وعده ای که داده بود کمکشان کرد و قومی که خواستار « جامعه ی اسلامی » شدند به رهبری ولی فقیه زمان به پیروزی رسیدند . ولی فقیهی که حکم خدا را حاکم بر جامعه می کند و فطرت هر انسانی تصدیق می کند که حاکمیت حکم خدا مطلوب تر از حاکمیت امیال حاکمان است . پس انقلاب اسلامی را به جهت بستر حاکمیت حکم خدا بر جامعه یک « موجود » مبارکی می دانیم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به این که خدا باید بر جامعه ی ما حکومت کند ، وقتی این انقلاب&lt;U&gt; می ماند &lt;/U&gt;که مردم متدین به دین خدا شوند و حکم خدا از طرف حاکمان و مردم در جامعه جاری گردد . یعنی انقلاب اسلامی که نمونه ای از جامعه ی اسلامی است ، بستری است برای حاکمیت حکم خدا بر جامعه و افراد . یعنی بستری برای حاکمیت اسلام و گسترش آن . پس حفظ انقلاب اسلامی می شود یک وظیفه ی شرعی . چون اگر کسی بخواهد به انقلاب اسلامی ضربه بزند ، یعنی می خواهد به اسلام ضربه بزند . اگر کسی بخواهد به اسلام ضربه بزند و ما در آن حدی که توان داریم جلوی آن را نگیریم و سکوت کنیم ، یعنی با ضربه زدن او به اسلام موافقیم ، پس بر شعبه ای از نفاقیم ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس آن هایی که با این انقلاب و این جامعه دشمن اند  ، با اسلام دشمن اند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در رأس دشمنان اسلام آمریکا ، اسرائیل و انگلیس را مشاهده می کنیم . آن ها مخالف اسلام اجتماعی اند ؛ وگر نه با اسلام فردی کاری ندارند . می گویند شما یک گوشه ای عبادتت را بکن . بنشین خلال و حرام کن ولی کاری به جامعه نداشته باش . دینت از سیاستت جدا باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انقلاب اسلامی دوران گذر از غرب ِ منقطع شده از خدا ، به سوی نظام بقیة اللهی است که از طریق واسطه ی فیض الهی ، تمام مناسبات  سیاسی اجتماعی مدیریت می شود ، و همین امر است که می گوییم انقلاب اسلامی می تواند به بشریت امید دهد  و راه ادامه ی حیات را به او بنمایاند . بستری است تا انسان هایی که می خواهند متعالی شوند شرایط برایشان فراهم باشد ، و آن هایی هم که می خواهند زندگی شان را در همین دنیا خلاصه کنند ، تا زمانی که مقابل انقلاب قرار ندارند و تظاهر به فسق و فجور نمی کنند، هر کاری که می خواهند بکنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این انقلاب ، جواب تمنای بشر مهیای حکومت حق است و نباید به این انقلاب نگاهی مقطعی انداخت . از طریق انقلاب اسلامی زمینه ی ظهور حجت خدا (ع) آماده شد . هنر ما این است که با شناخت چنین موقعیتی و حفظ آن ، و تلاش برای رسیدن با اهداف عالیه ی آن به غیبت امام پایان دهیم و خود نیز از سرگردانی تاریخی نجات یابیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حال اگر کسی بگوید « اللهم عجل لولیک الفرج » و در بطن قضیه ، دانسته یا ندانسته ، با عمل خود چه مستقیم چه غیر مستقیم بخواهد به انقلاب اسلامی ضربه بزند ، دعای او در پیشگاه حضرت حق لطیفه ای بیش نیست و خود را به سُخره گرفته است !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;::. سه&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما هر کاری که انجام دهیم بازخواست می شویم . در این شکی نیست . هر کاری...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه می دانیم که معادی هست و روزی هست و حسابی ، و از هر کسی هر کاری انجام داده است ، از کوچک ترین کارها تا بزرگترین و سرنوشت سازترین کارها بازخواست می کنند . هیچ انکاری در این نیست . حداقل برای مسلمانان این امر روشن است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از طرفی هم می دانیم که ما دائماً در این دنیا داریم آزمایش می شویم و باید امتحان پس بدهیم . امتحان سنت الهی است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« اَحَسِبَ الناسُ ان یُترَکوا ان یقولوا ءامَنّا و هم لا یُفتنون ( ؟ ) » ( عنکبوت / 2 )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا مردم چنین پنداشتند که به صِرف این که گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم رهاشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحانشان نکنند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;( هرگز چنین نیست ! )&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و تا به حال به این نتیجه رسیده ایم که صحنه ی انتخابات یکی از صحنه های بزرگ امتحان الهی است . چرا ؟ چون مردم می خواهند مسئول دولت جامعه ی اسلای را انتخاب کنند و با این انتخاب پیامی را به ولی فقیه و در نهایت امام زمان (عج) و به خدا اعلام کنند و آن این که ببینید ما چه کسی را دوست داشتیم مسئول دولت جامعه ی اسلامی بشود و بر طبق این انتخاب ، خدا و امام زمان(عج)  جامعه را کمک و هدایت می کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;رهبری عظیم الشأن انقلاب ، ولی فقیه زمان ، بارها ملاک های انتخاب فرد اصلح را بیان کرده اند . اخیراً در کردستان در بین این که ما چه ملاک هایی  را باید برای انتخاب مورد توجه قرار بدهیم فرمودند : &quot; کسی باشد وفادار به آرمان های امام و انقلاب ، مدیر باشد ، مدبر باشد ، شجاع باشد ، نترس باشد ، ساده زیست باشد ، مردمی باشد ، به فکر مردم باشد . &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این ملاک ها که رهبری دادند بینی بین الله یک نگاه بیاندازیم ببینیم این ملا ها به کی دارد می خورد . رهبری روی کسی دست نگذاشتند ، به دست ما ملاک دادند . این مائیم که با این چراغی که رهبری به دست ما دادند باید برویم و ببینیم این ملاک ها بر چه کسی صادق است و او را انتخاب کنیم . قیامت هم جواب داریم که خدایا در زمان غیبت ما مکلف بودیم از رهبری اطاعت کنیم ، رهبری این خط را به ما دادند ، ما بینی بین الله در این فرد این ملاک ها را یافتیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سربلند از این امتحان بیرون بیاییم !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;::. چهار&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- یک ضرب المثل درستی هست که می گوید « تو اول بگو با کیان زیستی ؟ / پس آن گه بگویم که تو کیستی » .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شما ببینید با فلان نامزد انتخاباتی چه کسانی نشست و برخاست می کنند ؟ اکثریت ِ طرفدار ِ فلان نامزد چه کسانی هستند ، چه جور آدم هایی هستند . بعد متوجه می شوید خود ِ آن نامزد چه جور آدمی است و طرفدار چه تفکری است ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آدم وقتی منصفانه قضاوت کند می فهمد که طرفدار فلان نامزد بیشتر چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند . و باید از خود پرسید که آن طرفداران با این ویژگی ها ، چه دیده اند از این نامزد که دارند دُور او جمع می شوند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- ما باید کاری کنیم که دشمن به ما طمع نکند . یک سؤالی از آقای اوباما کردند که هر کس بصیرت داشته باشد می فهمد که پاسخ او اهانت بود به ملت ایران . پرسیدند نظرت در مورد ایران چیست ؟ گفت : ما صبر می کنیم تا ببینیم در انتخابات ایران چه کسی بالا می آید ؟ معنای این حرف چیست ؟ یعنی اگر کسی آمد که در مقابل ما است ما یک جور حرف می زنیم ، ولی اگر کسی آمد که از ما می ترسید و در مقابل ما نرمش نشان داد ، پس ما اهدافمان را در او پیدا می کنیم و حرف هایمان را تنظیم می کنیم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک کاری باید کرد که دشمن نا امید را نا امیدتر کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باید دید کدام دسته از نامزدها اشدّاء علی الکفار اند ؟ چه کسانی در این ستاد هستند و چه کسصانی در آن ستاد ؟ این طرفی ها چه شعارهایی می دهند و آن طرفی ها چه شعارهایی ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به دلتان یک نگاه بیاندازید ببینید دنیا دلش می خواهد چه کسی بیاید و چه کسی نیاید . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر فرض ، من اگر موقعی بخواهم رئیس جمهور بشوم و ببینم دشمن به من نظر دارد که اگر بیایم او خوشحال می شود ، در من اگر ذره ای دین باشد باید کنار بیایم و دشمن را خوشحال نکنم . امام (ره) فرمود : &quot; از زمانی بترسید که دشمن ها از شما اظهار رضایت کنند ، از شما تعریف کنند ، دنبال شما باشند ! &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;::. پنج&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;همه ی دنیا می دانند که آقای احمدی نژاد چه طور در مقابل دشمنان ، در مقابل آمریکا و خواسته هایش ایستاد و « نه » گفت . این را هیچ کس نمی تواند انکار کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا مشاهده می کنیم که غرب از روی کار آمدن چه کسی می ترسد ! برای این که سیاستی که ایشان به کار برده و خواهند برد دشمنان را از تحقق اهدافشان در ایران و جهان مأیوس کرده و خواهد کرد . و ببینید که چه کسی می گوید سیاست ما باید در مقابل آنان سیاست نرمش باشد . ببینید چه کسانی از آقای موسوی حمایت می کنند و نسبت حامیان او با غرب در طول دوران های گذشته چه نسبتی است !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چرا غربی ها از اصلاحات حمایت می کنند و علت حمایت گروه های مطرود و فرقه ی بهائیت از مهندس موسوی چیست ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا یک فرد انقلابی باید کارش به جایی برسد که دیگر بهایی ها هم در او طمع کنند و تحقق اهدافشان را در او ببینند ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند مورد از نقطه نظرات غرب را نسبت به آقای احمدی نژاد مرور می کنیم :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-      نیویورک تایمز : گذشت زمان نشان داده که رئیس جمهوری ایران ، سیاستمدار باهوشی است و توانسته از فشار علیه تهران برای ایجاد یک جبهه ی واحد علیه سیاست های غرب استفاده کند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-      نیویورک تایمز با هشدار به غرب نوشت : غرب باید مراقب چنین رئیس جمهوری باشد . چرا که روز به روز در ایران محبوب تر می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-      مشاور ارشد شارون در گفتگو با تلویزیون اسرائیل : &quot; اظهارات اخر رئیس جمهور ایران در مورد اسرائیل به شارون فشار زیادی وارد کرده و باعث سکته ی مغزی وی شد . &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-      هفته نامه ی آمریکایی تایم نوشت : اگر آمریکا خوش شانس باشد ، احمدی نژاد در انتخابات ایران شکست می خورد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5-      وزیر خارجه فرانسه در گفتگو با شبکه سی . ان . ان . با بیان این که از تحرک مخالفان دولت احمدی نژاد بسیار خوشحال است گفت : &quot; آرزوی غرب ، پیروزی مخالفان احمدی نژاد در انتخابات آینده است ، البته من می دانم که این یک رؤیاست . &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6-      شبکه خبری گایسن : پیروزی احمدی نژاد به اندازه ی پیروزی حزب الله لبنان برای آمریکا و اسرائیل دردناک است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7-      تایمز آنلاین : تنها راه توقف برنامه هسته ای ایران ، شکست اخمدی نژاد است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8-      ها آرتص خبر داد : وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دستور تبلیغات علیه احمدی نژاد را صادر کرد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9-      کوشنر ،  وزير امور خارجه فرانسه : &quot; خواسته صريح غرب در انتخابات آينده ايران هر كس ، جز احمدي نژاد است .&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگر امام(ره)  نگفت که ما باید آن روز که دشمن از ما تعریف می کند ناراحت باشیم و ببینیم اشکال کارمان کجاست و آن روز که ناراحت است خوشحال باشیم و بدانیم که کارمان را درست انجام داده ایم !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مگر نگفت که در نظر داشته باشید هدف اصلی انتخابات در نهایت حفظ اسلام است !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ببینیم با رأی به چه کسی اسلام حفظ می شود ؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یادمان باشد که ما داریم امتحان می شویم . ما از هر کاری که انجام دهیم بازخواست می شویم . والله همین برگه ای را که در صندوق انداختی روز قیامت بیرون می آورند و می پرسند فلانی چی داشت که به او رأی دادی ؟ تو باید در پیشگاه الهی بتوانی از آن دفاع کنی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما باید رأیی بدهیم که مرضیّ حجت خدا(ع) باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;::. شش &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما می گوییم به آقای احمدی نژاد رأی می دهیم . ما نمی گوییم ایشان هرکاری انجام داده است درست بوده . انتقاد به دولت و ایشان هست . ولی می گوییم : ایشان می خواهد واقعاً کار کند ، در حد توانش هم واقعاً کار کرده ، و رهبری هم چه قدر از ایشان و دولت ایشان وشعارهایشان حمایت کرده است . حمایت های بی سابقه .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما خط مان را از رهبر معظم انقلاب می گیریم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt; یا حق !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Jun 2009 10:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گل...</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;طراحی گل کنار سیلی سخت است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;نقاشی آن به رنگ نیلی سخت است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;خوب است اگر گلاب گل را گیرند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;خوب است ولی خدا وکیلی سخت است...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 16:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب بیست و چهارم</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>
&lt;div align=&quot;center&quot;&gt;یاد و خاطره ی شهدای رهپویان وصال گرامی باد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href=&quot;http://rahpouyan.com/monasebat/88/shohada/&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.rahpouyan.com/images/MiddleLogo/LogoShohada88.jpg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;. . .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;به چاپ رسید :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;img height=&quot;296&quot; width=&quot;395&quot; src=&quot;http://rahpouyan.com/monasebat/88/shohada/Motfareghe/book-shab24.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;ساعت ِ نه و ده دقيقه ي آن شب نوري از مجلس حضرت سيدالشهداء تابيد و شب بيست و چهارم فروردين 87 بر صفحه ي خونين تاريخ حك شد ؛ آن سان كه عده اي بال پرواز گرفتند و عده اي را بال و پر شكست ، و « اشك » براي آلُ الله با « خون » در آميخت ؛ و چه خوب مي دانند اهل راز ، پيوند اين دو واژه را با هم . &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;« شب بيست و چهارم » ، روايتي است از پرواز . از سوختن ها ، ماندن ها . از درد ها و غم ها ، اضطراب ها و اميدها . از زيبايي ها...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;برای تهیه این کتاب می توانید با موسسه &quot; صوت الحسین(ع)&quot; تماس حاصل فرمایید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;آدرس موسسه  : شیراز، خیابان خیام، پشت مسجد خیرات، موسسه صوت الحسین (ع)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;شماره تماس : 2330969 - 0711&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#660000&quot;&gt;در دست چاپ :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#660000&quot;&gt;شب بیست و چهارم &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font color=&quot;#660000&quot;&gt;کتاب دوم / به روایت خاطرات شفاهی&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;یا حق !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Apr 2009 08:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتی که می آیی...</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;عمری ست دل خوش کرده ام با « می رسی » هایت&lt;br /&gt;همراه نرگس ها ، کنار اطلسی هایت&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;این ها اگرچه حرف هایی ظاهراً خوب اند&lt;br /&gt;اما حقیقت رو شده با بررسی هایت&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;عُشاق کم هستند اما عشق بسیار است...&lt;br /&gt;کم ها چه گُم هستند در بین بسی هایت&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;هر روز تا شب دُور من دارند می چرخند :&lt;br /&gt;دلواپسی...دلواپسی...دلواپسی هایت&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;پیداست از آن دورها دارند می آیند :&lt;br /&gt;خضر نبی همراه با عیسی مسیحایت&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;تیتر خبرها می شوی وقتی که می آیی&lt;br /&gt;اخبار صبح زودها...تا « بیست و سی » هایت ! &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Mar 2009 11:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحول</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;یک نفر درون « من » مرا خطاب کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خانه ی دلم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                خراب شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ناگهان درون « من »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                           انقلاب شد !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Mar 2009 18:14:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لغت نامه</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;« تل آویو »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نام چاهی در دوزخ است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و « اولمرت »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نام یک تکه سنگ سیاه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;         که در قعر آن چاه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;         مولکول های نجاست بر آن&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                          یادگاری می نویسند !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و نام دیگر نجاست&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« صهیونیسم » است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      که این روزها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      حماسه های « حماس »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;      دارد آن را زیر خروارها خاک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                       دفن می کند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                              تا بوی تعفنش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                              جهان را به گند نکشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و « غزه »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نام قصر بزرگی است در بهشت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;       با سنگ فرش یاقوت سرخ&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;       و ستون هایی سرخ تر از خون&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                   که قصر بر آن استوار است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;. . .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بار دیگر ابرهه بازگشته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و ابابیل ها این بار سنگ هایشان را خواهند ریخت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                        بر سر شیخ یزید های سعودی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                        و بر روی تاج و تخت پادشاه اردن ها و&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                        بر کله های پوک حسنی نامبارک ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و روبرویش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« غزه » ایستاده است استوار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;- چشم دوخته به دوردست ها -&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و من سر گذاشته ام بر شانه اش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و دارم دردهایم را می گریم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و « بیت لاهیا » زیر بغل هایم را گرفته است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و از من می خواهد که به جای این همه هِق هِق&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                           شعر جدیدم را برایش بخوانم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و من مانده ام با چه رویی بگویم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                          که جز بیانیه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                           برایش شعر تازه ای ندارم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Jan 2009 09:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان دشت...</title>
<link>http://mskarimi.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;شبیه بارش فریادها با ذکر « یا رب » ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عطش می ریخت بر روی زمین از خشکی لب ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زمین می سوخت در تب ، عاشقان در تاب بی تابی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تماشایی است طرز سوختن در تاب ها تب ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه دشتی بود : غرق داغ ، غرق درد ، غرق خون&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تمام دشت وصف گوشه ای از حال زینب ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جهان با آخ های استخوان ها زیر و رو می شد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه قاسم ها که افتادند زیر پای مرکب ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عسل ها مات از شیرینی شهد شهادت ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;که « احلی من عسل » ها عاجزند از شرح مطلب ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قلم ها سال ها نام تو را دارند می گریند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فدای مُصحف خونین تو خون مُرکّب ها...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Jan 2009 07:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mskarimi&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>mskarimi</dc:creator>
<guid>http://mskarimi.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
