تبليغاتX
محمد صادق كريمي

 

داشتم در تفسير « خيلي دور ، خيلي نزديك » تأمل مي كردم .

ديدم آخرش مي شود : مرگ !

هم خيلي دور است ، هم خيلي نزديك .

خانه ي قبلي را سپرديم دست خاطرات : پاييز وحشي

...

يك روز همينجوري ، به همين سادگي ، مي روم ؛ و خانه عوض مي كنم...

+ نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در شنبه بیست و نهم دی 1386 |

................................................................................................................................