تبليغاتX
صــــاد

کتاب‌های خوبی که خوانده ام :

( بس که این قسمت را دیر به دیر به روز می‌کردم، گفتم نامش را به عنوانی که می‌بینید تغییر دهم، تا راحت شوم و هر از گاهی که حوصله‌ام شد چیزکی اضافه کنم! )

» قصد قربت
مجموعه نصایحی از استاد الهی / انتشارات آرام دل

» روی ماه خداوند را ببوس
رمان / مصطفی مستور

» حق السکوت
مجموعه شعر محمد مهدی سیار / انتشارات فصل پنجم / سیار از شاعران جوان و خوش ذوق شیرازی است که اشعاری بسیار زیبا دارد

» من و کتاب
سید علی خامنه‌ای

» حالا که آمده‌ای
مجموعه شعر محمد رضا عبدالملکیان / بیش از ده بار این کتاب را خوانده‌ام. شعرهای ساده و زیبا و صمیمی / حالا که آمده‌ای، از خیابان با احتیاط عبور می‌کنم، همیشه حق تقدم با آنان است که عجله دارند، اما کاری ندارند

» جانستان کابلستان
سفرنامه / نوشته‌ی رضا امیرخانی / حکایت سفر امیرخانی‌ست به افغانستان که تحلیلی درست از فضای کشور همسایه و روابط ما با آن ها ارائه می دهد ، و انگار آدم با خواندن این کتاب ، دیدش نسبت به افغانی‌ها تغییر می کند . دو سه فصل آخر کتاب کشش بیش‌تری دارد . البته امیرخانی در این کتاب ، به وضوح دریافته است استفاده‌ی از سه نقطه را که بسیار زیاد بود ! دستش درست . : هرجای عالم که مردکی به مردکی جوان‌مردی کند، جبرانِ جوان‌مردی دیگری است... جوان مرد به مزد کار نمی‌کند. تازه کارِ ما که نیست، وظیفه است...

» من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم
مجموعه شعر استاد محمد علی بهمنی / آثار اساتید برای شاگردان بسیار راه‌گشاست . مخصوصا استاد مهربانی مثل بهمنی / گُل کرده باز شیطنتم بعدِ سال‌ها ، باید بیایی و بدهی گوشمالی‌ام ، آنقدر پرسه می‌زنم این کوچه را که تا ، باور کنی که گمشده‌ی این حوالی‌ام...

» قبله مایل به تو
مجموعه شعر آیینی سید حمید‌رضا برقعی / بخوانید و حظّ وافر ببرید . کلا جناب برقعی از آن دست شعرای کم‌یاب است . دوست داشتنی و زیبا سُرا / دارد دل و دین می‌برد از شهر شمیمی ، افتاده نخ چادر او دست نسیمی ، در خانه‌ی زهرا همه معراج نشینند ، آن‌جا که به جز چادر او نیست گلیمی...

» ماه زده
داستان کوتاه / نوشته ی مجید قیصری / داستانی که در عرض نیم ساعت می شود خواندش ، اما نیم ساعتی که دلتان نمی خواهد از روی کتاب سر بلند کنید . در حال و هوای بعد از جنگ است .

» چله‌ی تاک
مجموعه شعر علی‌رضا بدیع / ایشان متخصص شعر عاشقانه اند و گاه ، خیلی آن ور تر از عاشقانه ! اشعار بسیار زیبایی دارند و دفتر شعر قبلی شان هم سرشار از اشعار عاشقانه ی زیبا به زبان امروز بود . در این زمانه کم اند کسانی که بتوانند شعر عاشقانه ی زیبا بسرایند . : داغی بزن از بوسه به پیشانی سردم ، بدنام که هستیم به اندازه ی کافی...

بایگانی کتاب‌ها






Powered by WebGozar





PageRank Checking Icon

آل معشوق

نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران – سالن شبستان

راهروی 19 ، غرفه‌ی 43 ؛ نشر سپیده باوران

* * *

آل معشوق، روایتی مستند از میهمانی بزرگ حضرت حق(جَلَّ جلالُه و عَظُمَ شأنُه)

روایتی از سه روز عشق، در جامعةُالعُشّاقِ حضرت دوست؛ که رفیق ما اسمش را گذاشت اعتکاف.

بخشی از متن کتاب:

« قرآن می خوانند . خواندن ِ با حال ، خواندن ِ با عشق ، خواندن ِ با اشک . روز سوم اعتکاف است . روز اول و دوم اگر اعتکاف را باطل می کردی ، فقط باطل می کردی . اما روز سوم نباید . حرام است . و باطن این حکم را که بنگری ، می بینی صاحب خانه به زور نگهت داشته است . دو روز اگر توی خانه اش ماندی و زار زدی ، روز سوم مال خود ِ اویی . عشق بازیِ روز سوم چیز دیگری است . افتاده ای توی بغل معشوق . چه کار می کنی ؟ گریه...گریه...گریه... . او می گوید ، او حرف می زند ، یک بار با کلمات ِ کهف ، یک بار با یس ، یک بار با صافات و... همین طور حرف هایش را گوش می دهی و زمزمه می کنی و اشک می ریزی . معنای این کلمات مَستت می کند .
قرآن که تمام می شود ، یک بغض عجیبی گلوی همه را می گیرد... »

لینک‌های مرتبط:

ایکنا

خانه‌ی کتاب آشا

همین‌جا



برچسب‌ها: آل معشوق, کتاب, نمایشگاه کتاب, محمدصادق کریمی
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/13  توسط محمد صادق کریمی  | 
 

به شهدای بیست و چهارم فروردین 87، که در بمب‌گذاری آن شب، از حسینه‌ی سیدالشهدای شیراز پروازکردند.

 

پاییز شد تمامی فصل بهارها

رنگ بهار زرد شد از انتظارها

 

دیگر برای هیچ گلویی رمق نماند

از بس زدند پای فراق تو زارها

 

بی تو همیشه نان شب ما غم است و درد

این اتفاق هم یکی از آن هزارها

 

آن‌قدر روزگار جدایی عجول بود

انگار دست‌پاچگی تازه‌کارها

 

آمد تمام آینه‌ها را شکست و رفت

شب ماند و تکّه‌آینه‌ها در غبارها

 

قلب هزار پاره‌ی ما ماند و داغ‌ها

ما:زخم خورده، تا شده، ...ما:سوگوارها

 

یاقوت‌های سرخ...زمین تکّه‌تکّه سرخ...

انگار از درخت بیفتد انارها

 

حالا برای این‌همه جامانده از سفر

چیزی نمانده است به جز یادیارها

 

با رقص خون‌شان چه فریبا کشیده‌اند

در جای‌جای حادثه نقش و نگارها

 

عاشق‌کُشی چه فرضیه‌ی کودکانه‌ای‌ست

وقتی بخندد عشق به این انفجارها...

 


برچسب‌ها: شعر, شعر کلاسیک, غزل, شب بیست و چهارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/23  توسط محمد صادق کریمی  | 
 

نمی‌دانم

کدامین رود نامت را

کدامین برکه امواج نگاهت را

برایم هدیه آورده‌ست

کدامین دشت پایت را

به نرمی بوسه‌ها داده‌ست

مگر باد از چه راهی، از چه درگاهی گذر کرده‌ست

که بوی گیسوانت را

میان سرزمین من رها کرده‌ست

چه غوغایی به پا کرده‌ست

با باران

که نم نم نم نمازش را به روی دشت می‌خواند

و کم کم رقص شادی سبزه‌ها با باد می‌گیرند

گروه بازی گنجشک‌ها در زیر باران اوج می‌گیرد

شقایق‌های وحشی در میان دشت می‌خندند

و احساس لطیفی روح من را گرم در آغوش می‌گیرد

 

تو نبض زندگی هستی

همان لبخندِ وقتِ بارش باران

همان اندوه بی‌پایان...

 


برچسب‌ها: شعر, شعر نو, عاشقانه
+ نوشته شده در  شنبه 1390/10/17  توسط محمد صادق کریمی  | 
 
هیچ کس نمانده است

هرکه غایب است

نیست

هرکه هم که حاضر است

توی باغ نیست!



برچسب‌ها: شعر, شعر نو
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/16  توسط محمد صادق کریمی  | 
 
کار را که کرد؟

آن‌که در مسیر عشق

کارزار کرد...

 


برچسب‌ها: شعر, شعر نو
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/06/08  توسط محمد صادق کریمی  | 
 

با یک بغل شرمساری، تقدیم به کودکان قحطی زده‌ی سومالی:

 

یه لقمه محبت یه نون و پنیری

ببین اومده تا یه کم جون بگیری

گلِ خنده‌هاتو بکار روی لب‌هات

بهارُ بیار روی فرش حصیری

با دستای نازت دعا کن به زودی

کلافه بشه «قحطی» از دست «سیری»

بگو که خدا بچه‌ها چشم به راهن

تو که «رازق طفل‌های صغیری»

الهی نبینم که چشمات بباره

نبینم تو رو تو لباس فقیری

بلندشو، روزای قشنگی تو راهه

نباید بخوابی نباید بمیری...

 


برچسب‌ها: شعر, ترانه, سومالی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/03  توسط محمد صادق کریمی  | 
 

سوم شعبان المعظم ۱۴۳۲

صبح سوم شعبان می‌روم به دیدار ضریح حضرت ثارالله علیه‌السلام؛ محل کارگاه ساخت ضریح مطهرش در قم.

شلوغ است. وارد می‌شوم و سلام می‌دهم. این‌جا، شبیه‌ترین جغرافیا به کربلاست.

تَق تَق تَق تَق صدای منبّت کاران کارگاه بلند است، و هِق هِقِ گریه‌ی دردمندان، دل‌باختگان، از خود بی‌خود شدگان.

مبهوت‌، دوْر کعبه‌ی خویش می‌گردم. دست می‌اندازم در شبکه های ضریح. سر بر شانه‌هایش می‌گذارم و غربت سال‌های دوری را می‌گریم. می‌بویمش، می‌بوسمش...

ضریح زیبا، خوشا به حالت که چه توفیق یافته ای! وقتی تو را به کربلا پُست می کنند، همین طور دل است که با تو می‌آید و همان جا می‌ماند. می‌بوسمت که با لب‌هام یادگاری نوشته باشم بر جای بوسه‌های ملائک.

وه چه شگفت که از روی دستان ما پَر می‌گیری و روزی، عالمی به دوْر تو خواهد چرخید. تو می‌روی به سلامت سلام ما برسانی...

آن ها که توان از دست داده‌اند نشسته‌اند روی زمین به گریه کردن. می‌دانیم و نمی‌دانیم کجاییم.

می‌رسم به پایین پای ضریح، گوشه‌ی ششم. ناگاه بیتی بر زبان می‌آورم که دلم آتش می‌گیرد و دیوانه می‌شوم:

سر شَه‌زاده اکبر چون ز شمشیر عَدو خم شد / ز تاب جَعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها...

 

تصویر اول / تصویر دوم

 


برچسب‌ها: خاطرات, ضریح
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/14  توسط محمد صادق کریمی  | 
 
به چاپ رسید :

آل معشوق

روایتی مستند از میهمانی بزرگ حضرت حق(جَلَّ جَلالُهُ و عَظُمَ شأنُه)

برای خرید اینترنتی کتاب این‌جا کلیک کنید .( http://bookroom.ir )

مراکز فروش:

1- شیراز - میدان ارم - ورودی دانشگاه شیراز - سمت راست - ساختمان سحاب - فروشگاه بچه‌های کتاب - تلفن : 07116460786

2- شیراز - خیابان خیام - جنب مسجد خیرات - مرکز فرهنگی صوت الحسین - تلفن : 07112330969

3- قم - خیابان ارم – رو به روی بانک ملی شعبه حجتیه – انتشارات سوره مهر

    تلفن : 02517839402


جهت خرید کتاب به تعداد زیاد با مدیریت پخش تماس بگیرید : 02517746992

جلد کتاب آل معشوق

خیلی تلاش کردم که یک هفته قبل از اعتکاف کتاب به دست مخاطب برسد، اما نشد.

این هم از متن پشت جلد کتاب، که قسمتی از مقدمه‌ی کتاب است :

رفیق ما هر سال یک میهمانیِ باشکوه راه می‌اندازد. بریز و بپاشی است که نگو! ما هم چند باری رفته‌ایم و حالَش را برده‌ایم.

بَس که زیبا بود گفتم بگذار از آن، وَصفُ الْعِیشی کنم که نصفُ الْعِیشی باشد برای شما.

حاصل دیده‌ها و نوشته‌ها، روایتی شد از سه روز عشق، در جامعهُ الْعُشّاقِ حضرت دوست. روایتی کاملاً مستند و واقعی. نه قصه است و نه شعر. میهمانی همین بود و هست که می‌خوانید؛ بل‌که بیش از این.

رفیق‌، اسم میهمانی‌اش را گذاشت «اعتکاف». میهمانش هم باید حداقل سه روز در مسجد جامعی بماند و بیرون نیاید و مشغول عبادت شود‌، به آداب میزبان‌.

این رفیق ما، رفیق شما هم هست :

حضرت ربُّ الاَرباب.

 


برچسب‌ها: آل معشوق, کتاب, اعتکاف, محمدصادق کریمی
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/24  توسط محمد صادق کریمی  | 
 
 

گل‌های یاسِ خاطره‌ام پژمرد

وقتی لباس مِشکی روی بند

از دست باد داشت کتک می‌خورد...

 


برچسب‌ها: شعر, شعر نو, فاطمیه
+ نوشته شده در  جمعه 1390/03/06  توسط محمد صادق کریمی  | 
 

خوب است آدم با یک لیست از پیش تعیین شده به نمایشگاه کتاب برود . لیست پیشنهادی بنده به دوستان خودم برای نمایشگاه امسال این است :

1- « جانستان کابلستان » / نوشته ی رضا امیرخانی / غرفه نشر افق

: این کتاب سفرنامه ی امیرخانی است به افغانستان که اطلاعات بیشتر درباره ی آن را در این جا بخوانید .

2- « تنها طرف آفتاب را گرفت » /  سید حسن حسینی / غرفه انجمن شاعران ایران

: این کتاب سروده های آیینی زنده یاد سید حسن حسینی است که پیش تر چاپ نشده بودند .

3- « قبله مایل به تو » / سید حمید رضا برقعی / غرفه انتشارات فصل پنجم

البته کتاب های ارزشمندی که سال های پیش چاپ شده اند را – اگر نخوانده اید – از دست ندهید :

4- « سه دیدار » / نادر ابراهیمی / غرفه انتشارات سوره مهر

5- دی وی دی « روایت راوی » / درباره ی اندیشه های شهید آوینی / غرفه انتشارات روایت فتح

6- « تفحص » / حمید داوود آبادی / نشر یازهرا

: این کتاب درباره ی خاطرات تفحص شهداست که بعد از چندیدن سال ، دوباره تجدید چاپ شده .

به غیر از این ها ، من هر سال به این انتشاراتی ها در نمایشگاه کتاب سر می زنم ، چون ارزش دیدن دارند :

انتشارات

1-سوره مهر

2-روایت فتح و ساقی ( آثار شهید آوینی و...)

3-انجمن شاعران ایران و دفتر شعر جوان ( کتب سید حسن حسینی ، محمد رضا عبدالملکیان ، ساعد باقری ، سهیل محمودی و... )

4-فصل پنجم ( کتاب های شعر امروز را ارائه می کند . کتاب های شعر محمد علی بهمنی ، حمید رضا شکارسری ، سیدمحمد امین جعفری حسینی ، علی رضا بدیع ، محمد جواد شاهمرادی و مهدی فرجی را از دست ندهید . )

5-نشر تکا ( کتاب های شعر شاعران معاصر ، کتاب های داستان و نثر ادبی را چاپ می کند . کتاب های شعر قیصر امین پور ، سید حسن حسینی ، سلمان هراتی ، علی رضا قزوه ، سعید بیابانکی ، حمید رضا شکارسری ، پرویز بیگی حبیب آبادی ، جلیل صفر بیگی و خیلی از اساتید و شاعران جوانی که شنده اید . )

6-نشر شانی ( کتاب های شعر امروز . جلیل صفر بیگی و...)

7- انتشارات سپیده باوران ( کتاب های میلاد عرفان پور ، امید مهدی نژاد ، رضا امیرخانی و...)

8- نشر روزبهان ( کتاب های استاد داستان نویسی ایران ، زنده یاد نادر ابراهیمی . آتش بدون دود و بر جاده های آبی سرخ را به هیچ وجه از دست ندهید ! )

9- نشر افق ( کتاب های عرفان نظر آهاری ، رضا امیرخانی ، قیصر امین پور ، سید حسن حسینی و...)

10- انتشارات آرام دل ( کتاب های شعر آیینی امروز و کتب مذهبی دیگر . کتاب های سه نقطه از علی اکبر لطیفیان و کتاب های شعر رضا جعفری و خیلی از شعرای آیینی دیگر . کتاب های زندگانی حضرت اباالفضل علیه السلام و حضرت زینب کبری سلام الله علیها . همچنین لوح های فشرده جلسات شعرا با رهبر انقلاب در ماه رمضان که هر ساله برگزار می شود . )

11- نشر معارف ( کتاب های احکام دانشجویی که بیان احکام اسلامی است به زیباترین و ساده ترین وجه . کتاب های دانشجویی مثل : دانشجو باید سیب زمینی نباشد و... )

12-انتشارات نیستان ( کتاب های سید مهدی شجاعی ، علی مؤذنی و... )

خلاصه انتشاراتی زیاد است و من آن هایی را که بیشتر خودم می روم گفتم . بقیه انتشاراتی های خوب را به بردن نامشان اکتفا می کنم :

13-سروش 14-مرکز اسناد انقلاب اسلامی 15-صدرا  16-ابرار معاصر 17-اطلاعات 18-امیرکبیر 19-بقعه 20-بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس 21-بنیاد شهید چمران 22-به نشر 23-بوستان کتاب 24-پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی 25-درس هایی از قرآن 26-دفتر نشر فرهنگ اسلامی 27-دلیل ما 28-شاهد 29-شهرداری تهران

30-صریر 31-طوبای محبت 32-مستند 33-قدیانی 34-قلمستان 35-کتاب همراه 36-لب المیزان 37-مجنون 38-مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 39-مؤسسه امام خمینی 40-مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام 41-احیاء کتاب

و بعضی از کتب نشر چشمه و مروارید و مرکز هم خوب اند . توی این های کتاب های مصطفی مستور و قیصر امین پور و عمران صلاحی و محمد علی بهمنی و محمد رضا عبدالملکیان و... پیدا می شود .

عجب بحر طویلی شد . باید ببخشید .

یا حق !


برچسب‌ها: کتاب, نمایشگاه کتاب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/02/15  توسط محمد صادق کریمی  |