دریاچه ی چشم من مریوان شده است
خرم تر از این شهر که ویران شده است
خونین شده شهر آبـــــــــــی چشمانم
انگــار که مقتل شهیدان شده است....
» از سلیمانی درگاه تو راندند مرا...
|
|
||
|
|
دریاچه ی چشم من مریوان شده است خرم تر از این شهر که ویران شده است خونین شده شهر آبـــــــــــی چشمانم انگــار که مقتل شهیدان شده است....
» از سلیمانی درگاه تو راندند مرا...
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در سه شنبه نهم تیر 1388
|
................................................................................................................................اصلش این یادداشت را برای یک دوستی نوشتم ، دیدم خوب از آب در آمد ، گذاشتمش این جا استفاده کنید ! حواست کجاست ؟ بسم ا... ::. یک هر که می خواهد حرکت کند ، اولاً باید بداند کجا ایستاده است و ثانیاً باید بداند کجا می خواهد برود ، وگر نه سر در گم است . پس برای رهایی از سردرگمی باید بفهمیم کجا ایستاده ایم و کجا می خواهیم برویم و برای رفتن و رسیدن به « آن جا » باید از چه راهی برویم . این یک مسئله ی واضحی است . ما یک انسانیم . خب ، آیا دین هم داریم ؟ می گوییم : بله . چیست ؟ اسلام . آیا اسلام را می شناسیم ؟ بله . اسلام یک دین جامع فردی و اجتماعی است که برای تمامی اعمال و رفتار فرد ( در قبال خود و در قبال جامعه ) برنامه دارد و این را هر مسلمانی تصدیق می کند . چرا ؟ چون هر مسلمانی می داند که یک سری احکام را باید رعایت کند که حکم خداست و این احکام هم فردی است و هم اجتماعی . مثل روزه ( فردی ) ، جهاد ( اجتماعی ) ، امر به معروف ( اجتماعی ) و... دین یعنی مجموعه برنامه ای از طرف خدا برای رساندن انسان به مقصد درست . آن مقصد درست یعنی « سعادت » . پس برای رسیدن به سعادت ، دین باید در تمام مناسبات فردی و اجتماعی ما حضور داشته باشد . پس ما باید در تمام مسائل فردی و اجتماعی خود احکام خدا را رعایت کنیم . قرآن می فرماید : « یا ایها الذین آمَنوا اِصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا الله لعلکم تُفلِحون » ( آل عمران / 200 ) ای کسانی که ایمان آوده اید و حقانیت دستورات الهی را باور دارید ، در راه دینداری پایداری پیشه کنید و بقیه را نیز به پایداری توصیه کنید و رابطه و انسجام خود را با همدیگر حفظ نمایید و تقوای الهی پیشه کنید و حکم خدا را در تمام مناسبات زندگی بر نفس خود ترجیح دهید ، امید است که رستگار شوید و از مشکلات و بحران ها آزاد گردید . پس اگر علاوه بر یک فرد ، یک جامعه هم بخواهد خوشبخت شود و به سعادت برسد باید در آن حکم خدا اجرا شود . چه جامعه ای می تواند حکم خدا را پذیرا باشد ؟ جامعه ای که بستر پذیرش حکم خدا را داشته باشد . چه جامعه بستر پذیرش حکم خدا را دارد ؟ جامعه ای که افرادش بخواهند حکم خدا در آن اجرا شود . پس آن جامعه که افرادش می خواهند حکم خدا در آن اجرا شود بستر پذیرش حکم خدا را دارد و جامعه ای که حکم خدا را پذیرا باشد جامعه ی سعادتمندی خواهد بود ، و به این می گویند « جامعه ی اسلامی » . جامعه ای که « الله » بر آن حاکم است و رهبری آن را نماینده ی « الله » روی زمین عهده دار است ؛ یعنی معصوم ( علیه السلام ) . این جامعه را خود مردم و به رهبری معصوم ( علیه السلام ) باید به وجود بیاورند وگر نه خداوند در قرآن به ما گوشزد می کند که : « ان الله لا یغیّرُ ما بقوم ٍ سوءًا فلا مَرَدّ له و ما لهم من دونه من وال ٍ » ( رعد / 11 ) و خدا با آن همه مهربانی به خلق حال هیچ قومی را دگرگون نخواهئ کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند و از بدی به نیکی بشتابند و هرگاه خدا اراده کند که قومی را به به بدی اعمالش عقاب کند هیچ راه دفاعی نداشته و هیچ کس را جز خدا یارای آن که آن بلا را بگرداند نیست . نهایتاً در آن جامعه است که عدالت برپا می شود . در زمان ما که نماینده ی الله روی زمین غائب از نظراند ( والبته حاضر هستند ) و همانا مهدی موعود ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) می باشند ، ما موظف هستیم طبق دستور امام زمان ( عج ) به مراجع مراجعه کنیم . ئر اوضاع تکلیف شرعی به ئنبال مراجع برویم و در امر سیاسی و حکومتی به دنبال ولی فقیه . ولایت فقیه هم به آن معنا نیست که یک فردی بر جامعه اسلامی حاکم است ، بلکه فقیهی که می تواند حکم خدا را از متون اسلامی استخراج کند باید بر جامعه حاکم باشد . و به همین جهت مردم مسلمان به دنبال فقیه می روند تا از این طریق روشن کنند نمی خواهند نظر یک فرد یا یک حزب بر جامعه حاکم باشد ؛ کسی را می خواهند که بتواند حکم خدا را کشف کند و آن را حاکم نماید . ولایت فقیه ، ولایت مُطلقه است نه مقیده . اگر سخن فقیه حکایت از آن دارد که حکم خدا را اظهار می دارد ، دیگر مقید بودنش معنا ندارد . اگر حرف ، حرف خداست ، معلوم است که بدون هیچ قیدی باید آن را پذیرفت . مثل این که خداوند از طریق رسولش فرموده نماز صبح دو رکعت است و ما هم بدون هیچ قیدی آن را پذیرفته ایم . اگر فقیه حرف خودش را بگوید ، که مثل سایر افراد باید با آن تعامل کرد. مثل این که می فرمایند : من هم یک رأی دارم . ولی اگر فقیه حکم خدا را می گوید مگر می شود آن را مقید کرد ؟ این بدین معنی است که شما بعضی از دستورات الهی را عمل کنید و بعضی را عمل نکنید .
::. دو
انقلاب اسلامی به وجود آمد و یک بستری شد که حکم خدا بر جامعه حاکم شود . یعنی یک قومی به پا خواستند و گفتند ما می خواهیم حالمان دگرگون شود و اقدام کردند . چون اقدام کردند خدا طبق وعده ای که داده بود کمکشان کرد و قومی که خواستار « جامعه ی اسلامی » شدند به رهبری ولی فقیه زمان به پیروزی رسیدند . ولی فقیهی که حکم خدا را حاکم بر جامعه می کند و فطرت هر انسانی تصدیق می کند که حاکمیت حکم خدا مطلوب تر از حاکمیت امیال حاکمان است . پس انقلاب اسلامی را به جهت بستر حاکمیت حکم خدا بر جامعه یک « موجود » مبارکی می دانیم . با توجه به این که خدا باید بر جامعه ی ما حکومت کند ، وقتی این انقلاب می ماند که مردم متدین به دین خدا شوند و حکم خدا از طرف حاکمان و مردم در جامعه جاری گردد . یعنی انقلاب اسلامی که نمونه ای از جامعه ی اسلامی است ، بستری است برای حاکمیت حکم خدا بر جامعه و افراد . یعنی بستری برای حاکمیت اسلام و گسترش آن . پس حفظ انقلاب اسلامی می شود یک وظیفه ی شرعی . چون اگر کسی بخواهد به انقلاب اسلامی ضربه بزند ، یعنی می خواهد به اسلام ضربه بزند . اگر کسی بخواهد به اسلام ضربه بزند و ما در آن حدی که توان داریم جلوی آن را نگیریم و سکوت کنیم ، یعنی با ضربه زدن او به اسلام موافقیم ، پس بر شعبه ای از نفاقیم ! پس آن هایی که با این انقلاب و این جامعه دشمن اند ، با اسلام دشمن اند . در رأس دشمنان اسلام آمریکا ، اسرائیل و انگلیس را مشاهده می کنیم . آن ها مخالف اسلام اجتماعی اند ؛ وگر نه با اسلام فردی کاری ندارند . می گویند شما یک گوشه ای عبادتت را بکن . بنشین خلال و حرام کن ولی کاری به جامعه نداشته باش . دینت از سیاستت جدا باشد . انقلاب اسلامی دوران گذر از غرب ِ منقطع شده از خدا ، به سوی نظام بقیة اللهی است که از طریق واسطه ی فیض الهی ، تمام مناسبات سیاسی اجتماعی مدیریت می شود ، و همین امر است که می گوییم انقلاب اسلامی می تواند به بشریت امید دهد و راه ادامه ی حیات را به او بنمایاند . بستری است تا انسان هایی که می خواهند متعالی شوند شرایط برایشان فراهم باشد ، و آن هایی هم که می خواهند زندگی شان را در همین دنیا خلاصه کنند ، تا زمانی که مقابل انقلاب قرار ندارند و تظاهر به فسق و فجور نمی کنند، هر کاری که می خواهند بکنند . این انقلاب ، جواب تمنای بشر مهیای حکومت حق است و نباید به این انقلاب نگاهی مقطعی انداخت . از طریق انقلاب اسلامی زمینه ی ظهور حجت خدا (ع) آماده شد . هنر ما این است که با شناخت چنین موقعیتی و حفظ آن ، و تلاش برای رسیدن با اهداف عالیه ی آن به غیبت امام پایان دهیم و خود نیز از سرگردانی تاریخی نجات یابیم . حال اگر کسی بگوید « اللهم عجل لولیک الفرج » و در بطن قضیه ، دانسته یا ندانسته ، با عمل خود چه مستقیم چه غیر مستقیم بخواهد به انقلاب اسلامی ضربه بزند ، دعای او در پیشگاه حضرت حق لطیفه ای بیش نیست و خود را به سُخره گرفته است !
::. سه
ما هر کاری که انجام دهیم بازخواست می شویم . در این شکی نیست . هر کاری... همه می دانیم که معادی هست و روزی هست و حسابی ، و از هر کسی هر کاری انجام داده است ، از کوچک ترین کارها تا بزرگترین و سرنوشت سازترین کارها بازخواست می کنند . هیچ انکاری در این نیست . حداقل برای مسلمانان این امر روشن است . از طرفی هم می دانیم که ما دائماً در این دنیا داریم آزمایش می شویم و باید امتحان پس بدهیم . امتحان سنت الهی است . « اَحَسِبَ الناسُ ان یُترَکوا ان یقولوا ءامَنّا و هم لا یُفتنون ( ؟ ) » ( عنکبوت / 2 ) آیا مردم چنین پنداشتند که به صِرف این که گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم رهاشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحانشان نکنند ؟ ( هرگز چنین نیست ! ) و تا به حال به این نتیجه رسیده ایم که صحنه ی انتخابات یکی از صحنه های بزرگ امتحان الهی است . چرا ؟ چون مردم می خواهند مسئول دولت جامعه ی اسلای را انتخاب کنند و با این انتخاب پیامی را به ولی فقیه و در نهایت امام زمان (عج) و به خدا اعلام کنند و آن این که ببینید ما چه کسی را دوست داشتیم مسئول دولت جامعه ی اسلامی بشود و بر طبق این انتخاب ، خدا و امام زمان(عج) جامعه را کمک و هدایت می کنند . رهبری عظیم الشأن انقلاب ، ولی فقیه زمان ، بارها ملاک های انتخاب فرد اصلح را بیان کرده اند . اخیراً در کردستان در بین این که ما چه ملاک هایی را باید برای انتخاب مورد توجه قرار بدهیم فرمودند : " کسی باشد وفادار به آرمان های امام و انقلاب ، مدیر باشد ، مدبر باشد ، شجاع باشد ، نترس باشد ، ساده زیست باشد ، مردمی باشد ، به فکر مردم باشد . " این ملاک ها که رهبری دادند بینی بین الله یک نگاه بیاندازیم ببینیم این ملا ها به کی دارد می خورد . رهبری روی کسی دست نگذاشتند ، به دست ما ملاک دادند . این مائیم که با این چراغی که رهبری به دست ما دادند باید برویم و ببینیم این ملاک ها بر چه کسی صادق است و او را انتخاب کنیم . قیامت هم جواب داریم که خدایا در زمان غیبت ما مکلف بودیم از رهبری اطاعت کنیم ، رهبری این خط را به ما دادند ، ما بینی بین الله در این فرد این ملاک ها را یافتیم . سربلند از این امتحان بیرون بیاییم !
::. چهار
1- یک ضرب المثل درستی هست که می گوید « تو اول بگو با کیان زیستی ؟ / پس آن گه بگویم که تو کیستی » . شما ببینید با فلان نامزد انتخاباتی چه کسانی نشست و برخاست می کنند ؟ اکثریت ِ طرفدار ِ فلان نامزد چه کسانی هستند ، چه جور آدم هایی هستند . بعد متوجه می شوید خود ِ آن نامزد چه جور آدمی است و طرفدار چه تفکری است ؟ آدم وقتی منصفانه قضاوت کند می فهمد که طرفدار فلان نامزد بیشتر چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند . و باید از خود پرسید که آن طرفداران با این ویژگی ها ، چه دیده اند از این نامزد که دارند دُور او جمع می شوند . 2- ما باید کاری کنیم که دشمن به ما طمع نکند . یک سؤالی از آقای اوباما کردند که هر کس بصیرت داشته باشد می فهمد که پاسخ او اهانت بود به ملت ایران . پرسیدند نظرت در مورد ایران چیست ؟ گفت : ما صبر می کنیم تا ببینیم در انتخابات ایران چه کسی بالا می آید ؟ معنای این حرف چیست ؟ یعنی اگر کسی آمد که در مقابل ما است ما یک جور حرف می زنیم ، ولی اگر کسی آمد که از ما می ترسید و در مقابل ما نرمش نشان داد ، پس ما اهدافمان را در او پیدا می کنیم و حرف هایمان را تنظیم می کنیم . یک کاری باید کرد که دشمن نا امید را نا امیدتر کرد . باید دید کدام دسته از نامزدها اشدّاء علی الکفار اند ؟ چه کسانی در این ستاد هستند و چه کسصانی در آن ستاد ؟ این طرفی ها چه شعارهایی می دهند و آن طرفی ها چه شعارهایی ؟ به دلتان یک نگاه بیاندازید ببینید دنیا دلش می خواهد چه کسی بیاید و چه کسی نیاید . بر فرض ، من اگر موقعی بخواهم رئیس جمهور بشوم و ببینم دشمن به من نظر دارد که اگر بیایم او خوشحال می شود ، در من اگر ذره ای دین باشد باید کنار بیایم و دشمن را خوشحال نکنم . امام (ره) فرمود : " از زمانی بترسید که دشمن ها از شما اظهار رضایت کنند ، از شما تعریف کنند ، دنبال شما باشند ! " ::. پنج همه ی دنیا می دانند که آقای احمدی نژاد چه طور در مقابل دشمنان ، در مقابل آمریکا و خواسته هایش ایستاد و « نه » گفت . این را هیچ کس نمی تواند انکار کند . حالا مشاهده می کنیم که غرب از روی کار آمدن چه کسی می ترسد ! برای این که سیاستی که ایشان به کار برده و خواهند برد دشمنان را از تحقق اهدافشان در ایران و جهان مأیوس کرده و خواهد کرد . و ببینید که چه کسی می گوید سیاست ما باید در مقابل آنان سیاست نرمش باشد . ببینید چه کسانی از آقای موسوی حمایت می کنند و نسبت حامیان او با غرب در طول دوران های گذشته چه نسبتی است ! چرا غربی ها از اصلاحات حمایت می کنند و علت حمایت گروه های مطرود و فرقه ی بهائیت از مهندس موسوی چیست ؟ آیا یک فرد انقلابی باید کارش به جایی برسد که دیگر بهایی ها هم در او طمع کنند و تحقق اهدافشان را در او ببینند ؟ چند مورد از نقطه نظرات غرب را نسبت به آقای احمدی نژاد مرور می کنیم : 1- نیویورک تایمز : گذشت زمان نشان داده که رئیس جمهوری ایران ، سیاستمدار باهوشی است و توانسته از فشار علیه تهران برای ایجاد یک جبهه ی واحد علیه سیاست های غرب استفاده کند . 2- نیویورک تایمز با هشدار به غرب نوشت : غرب باید مراقب چنین رئیس جمهوری باشد . چرا که روز به روز در ایران محبوب تر می شود . 3- مشاور ارشد شارون در گفتگو با تلویزیون اسرائیل : " اظهارات اخر رئیس جمهور ایران در مورد اسرائیل به شارون فشار زیادی وارد کرده و باعث سکته ی مغزی وی شد . " 4- هفته نامه ی آمریکایی تایم نوشت : اگر آمریکا خوش شانس باشد ، احمدی نژاد در انتخابات ایران شکست می خورد . 5- وزیر خارجه فرانسه در گفتگو با شبکه سی . ان . ان . با بیان این که از تحرک مخالفان دولت احمدی نژاد بسیار خوشحال است گفت : " آرزوی غرب ، پیروزی مخالفان احمدی نژاد در انتخابات آینده است ، البته من می دانم که این یک رؤیاست . " 6- شبکه خبری گایسن : پیروزی احمدی نژاد به اندازه ی پیروزی حزب الله لبنان برای آمریکا و اسرائیل دردناک است . 7- تایمز آنلاین : تنها راه توقف برنامه هسته ای ایران ، شکست اخمدی نژاد است . 8- ها آرتص خبر داد : وزارت خارجه رژیم صهیونیستی دستور تبلیغات علیه احمدی نژاد را صادر کرد . 9- کوشنر ، وزير امور خارجه فرانسه : " خواسته صريح غرب در انتخابات آينده ايران هر كس ، جز احمدي نژاد است ."
مگر امام(ره) نگفت که ما باید آن روز که دشمن از ما تعریف می کند ناراحت باشیم و ببینیم اشکال کارمان کجاست و آن روز که ناراحت است خوشحال باشیم و بدانیم که کارمان را درست انجام داده ایم ! مگر نگفت که در نظر داشته باشید هدف اصلی انتخابات در نهایت حفظ اسلام است ! ببینیم با رأی به چه کسی اسلام حفظ می شود ؟ یادمان باشد که ما داریم امتحان می شویم . ما از هر کاری که انجام دهیم بازخواست می شویم . والله همین برگه ای را که در صندوق انداختی روز قیامت بیرون می آورند و می پرسند فلانی چی داشت که به او رأی دادی ؟ تو باید در پیشگاه الهی بتوانی از آن دفاع کنی! ما باید رأیی بدهیم که مرضیّ حجت خدا(ع) باشد . ::. شش ما می گوییم به آقای احمدی نژاد رأی می دهیم . ما نمی گوییم ایشان هرکاری انجام داده است درست بوده . انتقاد به دولت و ایشان هست . ولی می گوییم : ایشان می خواهد واقعاً کار کند ، در حد توانش هم واقعاً کار کرده ، و رهبری هم چه قدر از ایشان و دولت ایشان وشعارهایشان حمایت کرده است . حمایت های بی سابقه . ما خط مان را از رهبر معظم انقلاب می گیریم . یا حق !
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در چهارشنبه بیستم خرداد 1388
|
................................................................................................................................طراحی گل کنار سیلی سخت است نقاشی آن به رنگ نیلی سخت است خوب است اگر گلاب گل را گیرند خوب است ولی خدا وکیلی سخت است...
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در یکشنبه سوم خرداد 1388
|
................................................................................................................................. . . به چاپ رسید :
ساعت ِ نه و ده دقيقه ي آن شب نوري از مجلس حضرت سيدالشهداء تابيد و شب بيست و چهارم فروردين 87 بر صفحه ي خونين تاريخ حك شد ؛ آن سان كه عده اي بال پرواز گرفتند و عده اي را بال و پر شكست ، و « اشك » براي آلُ الله با « خون » در آميخت ؛ و چه خوب مي دانند اهل راز ، پيوند اين دو واژه را با هم . « شب بيست و چهارم » ، روايتي است از پرواز . از سوختن ها ، ماندن ها . از درد ها و غم ها ، اضطراب ها و اميدها . از زيبايي ها... ... برای تهیه این کتاب می توانید با موسسه " صوت الحسین(ع)" تماس حاصل فرمایید. آدرس موسسه : شیراز، خیابان خیام، پشت مسجد خیرات، موسسه صوت الحسین (ع) شماره تماس : 2330969 - 0711 ... در دست چاپ : شب بیست و چهارم کتاب دوم / به روایت خاطرات شفاهی یا حق !
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
|
................................................................................................................................عمری ست دل خوش کرده ام با « می رسی » هایت
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در جمعه هفتم فروردین 1388
|
................................................................................................................................یک نفر درون « من » مرا خطاب کرد خانه ی دلم خراب شد ناگهان درون « من » انقلاب شد !
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
|
................................................................................................................................« تل آویو » نام چاهی در دوزخ است و « اولمرت » نام یک تکه سنگ سیاه که در قعر آن چاه مولکول های نجاست بر آن یادگاری می نویسند ! و نام دیگر نجاست « صهیونیسم » است که این روزها حماسه های « حماس » دارد آن را زیر خروارها خاک دفن می کند تا بوی تعفنش جهان را به گند نکشد و « غزه » نام قصر بزرگی است در بهشت با سنگ فرش یاقوت سرخ و ستون هایی سرخ تر از خون که قصر بر آن استوار است
. . .
بار دیگر ابرهه بازگشته و ابابیل ها این بار سنگ هایشان را خواهند ریخت بر سر شیخ یزید های سعودی و بر روی تاج و تخت پادشاه اردن ها و بر کله های پوک حسنی نامبارک ها
و روبرویش « غزه » ایستاده است استوار - چشم دوخته به دوردست ها - و من سر گذاشته ام بر شانه اش و دارم دردهایم را می گریم و « بیت لاهیا » زیر بغل هایم را گرفته است و از من می خواهد که به جای این همه هِق هِق شعر جدیدم را برایش بخوانم و من مانده ام با چه رویی بگویم که جز بیانیه برایش شعر تازه ای ندارم...
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در سه شنبه یکم بهمن 1387
|
................................................................................................................................شبیه بارش فریادها با ذکر « یا رب » ها عطش می ریخت بر روی زمین از خشکی لب ها
زمین می سوخت در تب ، عاشقان در تاب بی تابی تماشایی است طرز سوختن در تاب ها تب ها
چه دشتی بود : غرق داغ ، غرق درد ، غرق خون تمام دشت وصف گوشه ای از حال زینب ها
جهان با آخ های استخوان ها زیر و رو می شد چه قاسم ها که افتادند زیر پای مرکب ها
عسل ها مات از شیرینی شهد شهادت ها که « احلی من عسل » ها عاجزند از شرح مطلب ها
قلم ها سال ها نام تو را دارند می گریند فدای مُصحف خونین تو خون مُرکّب ها...
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در جمعه سیزدهم دی 1387
|
................................................................................................................................وقتی که روحت درد بگیرد ، هزار جای بدنت درد گرفته است ؛ قلبت درد گرفته است . قلبت که درد بگیرد ، قلمت درد گرفته است . با دست درد ، قلم ِ درد را گرفته ای به دست و می خواهی از درد بنویسی و...می بینی دستانت از درد فلج شده اند... دارد حالم به هم می خورد از حرف ، حرف ، حرف...دیگر حالم به هم می خورد از تماشا . به علاوه ی این همه درد ، درد ایستادن و تماشا کردن است که انگار بدتر از هر چیز دیگر روح آدم را می خورد . دارند می کُشند . باز هم باید نشست و نمی توان رفت جایی که باید رفت . مثل این که خبر کربلا را برایت بیاورند که روز هشتم است و آب را بر حسین بن علی(ع) بسته اند . آن وقت می نشینی و شعر می گویی ؟ « می خواستم شعری برای جنگ بگویم دیدم نمی شود دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست باید سلاح تیزتری برداشت... » ( قیصر امین پور ) ... کاش مثل هزار و چند سال پیش ، امام ِ ظاهری بود که تا همه ی وجودت درد می گرفت ، می رفتی روبرویش می نشستی و می گفتی من... و ناگهان بغضت می شکست و او همه ی حرف هایت را ، و همه ی دردهایت را تا آخر می خواند... . کاش... تا کی دنیا پر از بدی باشد ؟ کی دنیایم محمدی باشد؟ کشتند تمام بچه هایت را یادت باشد نیامدی...باشد !
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در دوشنبه نهم دی 1387
|
................................................................................................................................عرفه ، شرهانی بودیم . بعد هم فکه . جایتان خالی... دیدی نبود قسمت ما آسمان ، عزیز ؟ دیدی نشد به او برسد دستمان ، عزیز ؟
قسمت نبود یا که لیاقت نداشتیم شاید سیاه بود کمی بختمان ، عزیز !
جا مانده ایم ، مانده از آنان که رفته اند : یک آسمان پرنده و صد کاروان عزیز
آه ای جنوب ِ سرخ ، زبان باز کن بگو از کوچ سبز چلچله تا بیکران ، عزیز
امشب نوای سینه ام « آهنگرانی» است امشب به یاد پیر جماران بخوان عزیز !
حالا چه طور می شود این جا دوام یافت در حال و روز زندگی بعد از آن عزیز
خوشبخت آن که هست در این وضع روزگار در پیش چشم حضرت صاحب زمان ، عزیز...
+
نوشته شده توسط محمد صادق کریمی در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387
|
................................................................................................................................ |
|